<span>نماهنگ حسرت میخورم وقتی که آشوبم تربت میخورم حسین ستوده</span>

نماهنگ حسرت میخورم وقتی که آشوبم تربت میخورم حسین ستوده

2025/11/25
5 بازدید
متن شعر

متن شعر نماهنگ حسرت میخورم وقتی که آشوبم تربت میخورم حسین ستوده

حسرت میخورم

وقتی که آشوبم تربت میخورم

شهرم کربلاست

من در اینجا خاک غربت میخورم

دنیاشو می‌خواد

مثل اون مجنون که لیلاشو می‌خواد

دلتنگم حسین

من چیکار کنم دلم آقاشو می‌خواد

به این غلام بی‌کست گاهی نگاهی

نامه نوشتم برسه بهت الهی

سلام امام حسینِ بی‌پناها

با گریه هام می‌ریزه این گناهام

سلام امام حسینِ بیچاره‌ها

بهت پناه آوردن آواره‌ها

خسته شدم خسته‌ی این فراقم

شب شد و باز گریه اومد سراغم

با عکسای قاب شده تو اتاقم

حس می‌کنم الآن توی عراقم

خدا رو چی دیدی

شاید خدا خواست و

دستمو تو ضریح تو حلقه زدم

خدا رو چی دیدی

شاید پیشت موندم

دیگه سراغ هیچکسی نیومدم

از دنیا و آدماش بدم اومده

از بسکه بلا زیاد سرم اومده

بخر امام حسین

منم بیا و با خودت ببر امام حسین

فقط امام حسین

بهت بگم دوسِت دارم چقدر امام حسن

خودت خبر داری چیا کشیدم

خُرده نگیری اگه مو سفیدم

منو ببر پیش خودت حسین جان

به جون مادرم دیگه بریدم

خدا رو چی دیدی

شاید دلت خواست و

خواستبی منم مثه زهیر محل کنی

خدا رو چی دیدی

شاید دلت خواست و

خواستی منم شبیه حُر بغل کنی

تنهاتر شدم دیگه نمی‌خوای بیای

من پرپر شدم دیگه نمی‌خوای بیای

بیا امام حسین

رفیق من تو روز سختیا امام حسین

بیا امام حسین

من این روزا فقط تو رو می‌خوام امام حسن

منو بازی دنیا

صحنه سازی دنیا پیش تو بد کرد

منو بغض و بهونه

گریه‌های شبونه گریه بلد کرد

بغض اگه تو گلوم نشست

هر دفعه که دلم شکست

از تو دور شدم غلط بود

جایی نمی‌رسید صدام

چاره

نمونده

بود برام

پای آبروم وسط بود

فقط اینه خواهشم

بزار باز آروم بشم تو بغلت

جوونی کردم حسین

می‌خوام برگردم حسین کو بغلت

حسین ای جانم حسین

لینک کپی شد