<span>نماهنگ یه شهر و امامش نکردن سلامش امین قدیم</span>

نماهنگ یه شهر و امامش نکردن سلامش امین قدیم


<span>نماهنگ یه شهر و امامش نکردن سلامش امین قدیم</span>
نماهنگ یه شهر و امامش نکردن سلامش امین قدیم
مادر تهران
00:00 00:00
متن
2025/11/30
13 بازدید
متن شعر

یه شهر و امامش نکردن سلامش

عدو با غلامش تو رو می‌زدن

میگه زن‌ها‌عقب ایستاده بودند مردها‌می‌زدند مادرتون رو

پسر طایی میگه علی بین خانه و بیرون بود دیدم با همون لباس خانه دارن می‌کشنش دستاش بسته است

اومد گفت امیر الان زیادیم سر علی رو جدا کنیم راحت بشیم

گفت نه برو دقشون بده اونی که معطلمون کرده رو برو بزن

اومد عقب گفت امیر من زن نمی‌زنم

گفت ولی من می‌زنم

شمشیر رو از خالد بن ولید گرفت

نوشتن با غلافی که انتهاش نعل داشت یعنی شمشیر داخلش بود

وزن داره سنگین هی به سر و صورت مادر می‌زد

خودم دیدم تو را می‌زد مغیره

و قنفذ را صدا می‌زد مغیره

لینک کپی شد