چون لاله به رنگ خون نشسته
چشم تر فاطمه خدیجه
برخیز دوباره شانه ای کن
موی سر فاطمه،خدیجه
از گریه ی او نبی اکرم
شد مضطر فاطمه،خدیجه
زود است که اویتیم گردد
ای مادرفاطمه،خدیجه
ای برهمه اهلبیت، مادر
بر جمله خلائقی تو سرور
ای مادر فاطمه،خدیجه
تاج سر فاطمه، خدیجه
رفتی ونبی غریب تر شد
مظلومی او چه بیشتر شد
همواره پس ازتو ای کریمه
چشمش ز نبودن تو تر شد
رفتی و به باغ توخزان زد
یاس تو شکسته پشت در شد
کوتاه شد عمر دختر تو2
در هجمه ی شعله بی پسر شد
چشمان علی به گریه آمد
تا نقش زمین به رهگذر شد
با ضرب غلاف و تازیانه
دادند برپیکرش نشانه
ای مادر فاطمه،خدیجه
تاج سر فاطمه، خدیجه
اسما که وصیت از وفا بود
با فاطمه ات به هر کجا بود
میدید که پهلویی شکسته
سهم گل یاس مصطفی بود
میدید که روی صورت او
آثار خیانت و جفا بود
هنگامه ی غسل خون پهلوش
ویرانگر صبر مرتضی بود
میگفت کجایی ای خدیجه
حق گل تو به جز وفا بود؟
(رفتی و نخلت سیاه گردید
مقتوله ی بی گناه گردید
ای مادر فاطمه،خدیجه
تاج سر فاطمه، خدیجه
