متن شعر شکر خدا که بال و پری داده ای مرا حیدر خمسه
شکر خدا که بال و پری داده ای مرا
نام و نشان معتبری داده ای مرا
من یک گدای بی سر و پا بودم و شما
یک آبروی مختصری داده ای مرا
اصلا گدا خجالتی اش هیچ خوب نیست
شکر خدا شما جگری داده ای مرا
نان و نوای من همه از روضه شماست
از عشق ، قلب شعله وری داده ای مرا
امسال هم که هیئت تان پا گرفته است
شکر خدا که چشم تری داده ای مرا
من آمدم که گریه کن غربت ات شوم
در گوش جان من خبری داده ای مرا
ای روی نیزه رفته به جان خودت قسم
در روضه مژده سفری داده ای مرا
ذاکر گریز زد به لب چوب خورده ات
شکر خدا که گوش کری داده ای مرا
من طاقتم کجاست که گودال می بری؟
اصلا خدا ، عجب جگری داده ای مرا
مهدی صفی یاری
اللهم صلّ اللهم محمد و آل
محمد و عجل
فرجهم اللهم صلّ اللهم
صاحب
دعوت نبوی و
رسالت هدی
و عصمت
فاطمی و
سلامت حسن
و شجاعت حسن
شکر خدا که
بال
و
پرید
دادهای مرا
نام و نشان معتبری دادهای مرا
من یک
گدای بیسر
و پا بودم
حیفتو از
قدیم به ما گفتن با کسی را
امرو اندازهت باشه به
درد بخورم
من که اگه به دردت
خوردم با ما را نرو برای تو
بده اما من با
تو را میآمرو می
آمرو مردم تک
میکنن سببی
هرچی
تو آبرو دادی
من آبرو بردم
من یک گدای
بی
سر و پا بودم
شما
یک آبروی مختصری دادی مرا
الهی که تو
مادرت زهرا
ساعتی که بد
نصفشم چی میخواد دل
شور میزنه
شنیدی زینب دلشوره
داره، چهتونه؟ مگه
کار و زندگی
نداریم؟ حالا کو تا داغی محرم شب
اول چی میخواد؟ بگو اومدم خلوتی آب بگیرم، بابا
پوست پلکم رفتم، محرم اومد
شب جمع
شمردم، کن رو موندم، باز خدا
را شاد نموردم، محرم رو دیدم
از راه اومد، یا الله میخوای ببری حالا
یا نه یه در
و دیگه در نوره و جگر و زارم اگه
شب ثبوتم برم هفتم میشه عاشورام، اصلاً خدا
خجالتی از هیچی خوب نیست، شکر
خدا که
تو جگری دادی
ای بچهها از من
روضهخونتون یادگاری یا نصیحت
یا برادری، اینو یاد بگیری
نذارید کار به روضه دهه هم بکشه
نه، حالا تو روضهها
تموم شد، خواستی بری خونت بگو آقا یه حالی به
ما بده، بعد معامله کن، بگو قربان
جانم رو، منم از
الان نوکرتام. تو دلت میاد منتظر بشه از یه آقایی بزرگی
مثل تو؟ بعیده منتظر
بشم تو خوشت بیاد. خب من
دوری حرم اذیتت میکنه وقتی
موهات رو میاری بالا
فیلم بگیری، هم حال من
خراب میشه هم حال
خودت؛ دیگه چی از روضه نمیفهمی
هم حال بقیه. چشمت
تو گوشیت، حیفه. این
داره فیلم میگیره فردا
به دست بسن ول کنی، نارو
فردا قیامت بی
بیه دلم میاد، بعد
تو یادت نیست فیلم تو
میذارن، بعد
اونجا میگی خانم منم، ببین
چه جوون بودم، تو جوونیم
برا بچه جون دادم
آه، نه نوای من از
روضه شمال
شکر خدا که
برگ و بری
دادهای مرا
حسین، دلم
یکم میریم انشاءالله
حسین، یه گنبد جهان
حسین، دلم من بر
خود
ما حسین تا دمی در
اومدم، رفیقام شاهدن، خسته
منم طبیب نیست
فدات، مریضم، اصلاً
محرم و خستگیهاش، اما
الان اینقدر
حالم
خوبه
دارم میبینم
چشمها رو، من که یه
روضهخونم، شیعهها گریه میکنن کیف میکنن
ببین زهرا
چه کنه، هی تو گریه
بکنیم
که جان جانم، مادرت داغتو
نبینه، بلا نبینه، آقای
مسلم که یادتان پاک رفتن
شکر خدا چشمتری
داده
ای مرا، خیلی
مدیونت هستم، خبرداری
خیلی من
دلم به تو
هستم، خبرداری، عمریه نوکرم هستم
خبرداری. شب اول، تهرون اینجور
دیگه میرن در خونه مسلم، سفیر
کربلا. امشب شب اوله، عرض کردم کاری
جوری ببندین که دیگه اول شبت
کسی اومد
تو مسجدها بگیرین
امشب شب اول، انشاءالله یه
روزی هم مسجد کوفه
ببینمت. بچه بودم نمیفهمیدم این حرف مداحا
میخونن، منبریها میگفتن: انشاءالله جوونها یه روزی
مسجد کوفه. تو مخم نمیرفت یعنی
چی؟ تا
بریم
میفهمه، اصلاً بوی
غربت
میاد. من عرفه جاتون
خالی رفتم
رفتم
کنار حرم مسلم
بعد اونجا به این
رفیقمون گفتم
گفتم
من اصلاً
از حالا
به بعد دیگه
این روضه رو اینطور میخونم
چی میگه؟ امام
مسلم غریب کشته؟ که
کسوکارش بودن
بچههاش
بودن
داشتش بودن، نمیدونم اینا
بعد غریبی
این غریبیه
پس این چیه؟
تک و
تنها توی
شهر، بعد
کنار ضریحش
خوندم به عربی براتون: سرم و اینجا
تو این شبکه آدم، دری
غیرا بردنه، اینو
چقدر بد میزنن، دری غیرا بردنه
بگم تو کوچه
میکشی، دری
غیرا بردنه. یوسف فاطمه، دلبر
و دلدار نیا
با اشاره به تو گویم: ز سردار نیا
دست این کوفی دیرین چقدر
سردینه. حرمت مسلمه، خوب ما
با هم خیلی
گریه
کردیم تو روضهها
اینجا دور هم
جمع شدیم. دست
این کوفی دیرین
چقدر سردینه
الان جورتو میارم
بالا، آه
میشه بعد چشم
رقیه به خدا تار
نیا، دست عدو بزرگتر
از صورت
منه، فهمیدی
هم؟ از سر شب تا الان با همین
دیگه، دیگه دروغ
نیه که ما موسیقی اینا
با منن، حالم الان
از هر سه تا روضه چهار تا
روضهست، چون احساس میکنم پابرهنهها برای
ما
موسیقی خوب گریه میکنن
درسته کتوشلواریها
اینا بالانشینها برای آقات وجود میدن
اما آقا به
شما مینازه. به
خدا من توی روضه
اومدم
چند وقت پیش مشهد
بودم، یه
محله ضعیف، داغون
یهجور پاره
اونکی لباس داغونم
و
برای حسن میزنه
گفتم بابا تو دیگه
چی میگم بچهها، لاتا به داد ما
به
ما رسیدن. به قول
ما با
این شریعا گفت: خوب
دست را
انداختن. حالا یه
وقت این
صداها مزاحمداره میشه
فضا خوب نیاد
وقت، برمیخواه. البته
که حرفینی من عرض کردم
همه نکنم، اما
خب اینا یه جنس دیگهای
داریم. ماها افتخارمونه، جنگ رو
کیه داره
میکنه؟ بچهپابرهنههای پایینشهریها، هیئتهای
حسینی رو کیه داره
میکنه؟ اینا سوسولبازی تو
دم
و دستگاه این بچهها
نیست، فقط و فقط نوکریه
به قول میگم
قم، منزلی به سادات جلیل و
القدر به نام از علما
فاطمیهها روضه میگرفت
بعد
یه دسته داشتن
لاتای
قم
عرض کنم که
مثلاً
این کلامشو، اسمشو
نمیدونم چی بذارم
اما خب
آدمها
که
از ظاهر
میگن اینها سرور نیستن
یه
دسته
بزرگ
روضه شهادتها میاومدن
خونه
این سید. این بزرگترشونم
وسط اینا
دم و لاتی میداد
میزدن
دو دمه. سید میگه
یه نفری اومدی و حواسم پرت
صحبت
باشه
یهدیو دیدم
و
وسط
لاتا
اومد
جلو
با
ببین
ما
به
عشق
مادرت میاییم
اینجا
اگه قرار حواست این
بروبَر
باشه، ما نه
با
کسی دشمنی داریم
ما
شنیدیم
مادرتو زدن
اومدیم. با سید
افتاد به پا، با
خاک به سر
الانم ماها شنیدیم
به خواهرت
جسارت، پا به پا
اومدیم. بچههامون
را در
روز، در روز نخوابیدن، شب و روز برات کار
کردن. اصلاً نوکرت به
ما هستی، آقا
میخوام باز
بخونم: اکبرم میشود
اینجا علیاصغرها، فهمیدی
نه؟ اکبرم
میشود اینجا علیه
اصغرها، تنش آشفته شود یکصد
و ده بار نیام. الان
میکشم به همان مادر، بین
در و دیوار
قسم، تیزی نیزه
شر هست
چون مسمار نیام. بذار
بذار یه روضه داره
روضه، روضهخون
ها داره، بذار یه دونه بگم
رفتی خونه به مادرت
خواهرت زن
بگو امشب یکم بلا
زینب گریه
کن. وای اگر محرم
تو در
ملأ عام بره
وای میمیریم، وای اگر
محرم تو در ملأ عام
الان بود، اینجا سخن از
زینب
بازار نیا. یه بیت بخونم، بسمه گفت
حسین تا که خونش
نشده
