<span>مداحی کجای این زمینی حسین ستوده</span>

مداحی کجای این زمینی حسین ستوده


<span>مداحی کجای این زمینی حسین ستوده</span>
مداحی کجای این زمینی حسین ستوده
00:00 00:00
متن
2025/12/19
21 بازدید
متن شعر

کجای این زمینی

کجا گریونی و خیمه زدی امشب

چقدر غم داره قلبم

شاید تو روضه‌ی ما اومدی امشب

دارم حس می‌کنم بوتو شبیه بوی بارونه

یه احساسی که انگار چشم لیلا سمت مجنونه

چشای من پر از اشکه تو چشمات کاسه‌ی خونه

الآن حالت رو اونکه مادر از دست داده می‌دونه

مادر از دست دادی این شبها

تسلیت می‌گم به محضرت

داغ سنگین مونده رو دلت

آخ جوونم بوده مادرت

حلالم کن عزیزم

حلالم کن که امشب خیلی رنجیدی

منم هی روضه

خوندم

تو هم این روضه‌ها رو با چشات دیدی

تو دیدی پشت در زهرا رو فریاد کمک میزد

تو دیدی قنفذو ناموس مولا رو کتک میزد

مغیره روی بار شیشه با چکمه ترک میزد

الهی بشکنه دستای اون نامرد که چک میزد

آخرم کار خودش رو کرد

ضربه‌های سخت و پشت به پشت

با لج و لجبازی هی زد و

خیر نبینه محسنش رو کشت

بدجوری در زدن یه زنو جلو چشای شوهر زدن

ضربشونو آخر بر حیدر زدن بدجوری در زدن

زهرا رو می‌زدن مادر افتاد و به جسمش پا می‌زدن

چل نفر نمک به زخم مادر زدن زهرا رو می‌زدن

پشت دیوار و در افتاد مادر از درد در

جون داد مادر از درد در

یارالی وای ننه‌ای وای یارالی ننه

محکم در می‌زنن لای تخته‌های در خنجر می‌زنن

با لگد به سینه‌ی مادر می‌زنن محکم در می‌زنن

سر سقط جنین مُردی مادر

از بس لگد خوردی مادر

از بس لگد خوردی مادر

نرو نرو می‌بینی می‌بینی بی‌کسیِ حیدرو

دستام میلرزه تا حرف رفتن می‌اد دست و پاهام میلرزه

افتاد مادر ولی بر نداشت یه لحظه حتی دست از علی

دومی میزد و میخندید اولی افتاد مادر ولی

پهلوت خورده شکاف

لینک کپی شد