متن شعر مداحی درخت عمر من از ریشه میسوزه حسین طاهری
درخت عمر من از ریشه میسوزه
درخت عمر من از ریشه میسوزه
دلم وقتی برات تنگ میشه میسوزه حسین
به این اشک و به این روضه پریشونم
شبیه مادرت با گریه میخونم حسین
بنی کربلا پیش تنت حاضر شدم دیدم
بهت آبم نمیدادن نگو نه من خودم دیدم
حسین ایهاالعطشان
شبای جمعه واست روضه میگیرم
میبندم چشمامو تا حرمت میرم حسین
چراغ سرخ
مقتل
تا سحر روشن
داره میره تو گودال شمر ذالجوشن حسین
بنی کشتنت مادر منو زینب صدا میزد
عدو دید مادرت اینجاست چرا تیغ از قفا میزد
حسین ایهاالعطشان
تا دیدم ذوالجناح بین خیمه گاه برگشت
یه مرد چکمه پوش از قتلگاه برگشت حسین
همه از خیمهها بیرون زدن مادر
به بالای بلندی اومدن مادر حسین
بنی از ته گودال خطابی کن بگو عباس
ز جا برخیز علمدارم نگاه کن خواهرم تنهاس
حسین ایهاالعطشان