متن شعر نماهنگ سبحان من فطمه بفاطمه پویانفر محمدحسین پویانفر
سبحان من فطم بفاطمه
سبحان من فطم به فاطمه
من احبها من النار
مادر ما نمیزاره
که بسوزهی توی آتیش
شیعهی حیدر کرار
اصاً خودش سوخت که ما نسوزیم
میون شعله به یاد ما بود
اصاً زمین خورد که ما بلند شیم
این همه خوبی زیادِ ما بود
بازوی خستش دستمو گرفت
دست شکستش دستمو گرفت
مادر سادات جونم به فدات
سبحان من فطم به فاطمه
من
ا
حبها من النار
دست مهربون مادر
یاور هرچی غریب و
چارهی هرچی گرفتار
اصاً نمیشه صداش کنی و
مادر به دردت محل نزاره
نمیشه بگی مشکلی دارم
به پیش پات راه حل نزاره
اشک شبونش مرهم دلا
سفرهی خونش سهم سائلا
مادر سادات جونم به فدات
سبحان من فطم به فاطمه
من احبها من النار
فاطمیه یعنی باید
باشی روی اسم مادر
غیرتی مثل علمدار
اصاً ابالفضل به رو نیاورد
روضهی سختِ فرق و عمود و
وقتی که با اون صورت خونی
تو علقمه دید روی کبود و
صحنهی محشر غوغای علم
رو دست مادر دستای قلم
مادر عباس جونم به فدات
