متن شعر مولودی ای آخرین امید رسالت مجتبی رمضانی
ای آخرین امید رسالت خوش آمدی
خورشید آسمان عدالت خوش آمدی
سر تا به پات قدر و جلالت
بنیان کن اساس زلالت
با مقدم تو گشت زمین رشک اسمان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
اسلام با ولادت تو باز جان گرفت
روی ندیده تو دل از اسمان گرفت
دین با ولایتت شرف جچاودان گرفت
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
جا الحقت رسید به گوش جهانیان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
ای از خدا سلام به جسم و به جان تو
اوای وحی میشنوم از زبان تو
دل برده از پدر ز ملاحت بیان تو
قران بخوان که بوسه زند بر دهان تو
ای عمر وحی از نفست گشته جاودان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
میلاد تو ولادت خوبان عالم است
عید هزار موسی عیسی بن مریم است
میلاد اهلبیت رسول مکرم است
میلاد دیگر شهدای مقدم است
میلاد سید الشهدا را دهد نشان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
بازا که اولیا خدا چشمشان به توست
یاران سید الشهدا چشمشان به توست
سرهای تشنه گشته جدا چشمشان به توست
مکه مدینه کرب و بلا چشمشان به توست
کعبه گشوده چشم به راه تو همچنان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
ما از تو دور و جای تو پیوسته بین ماست
روی ندیده ات همه جا نور عین ماست
چشم انتظار ماندن ما دین و دین ماست
جمعه گواه ناله یابن الحسین ماست
یک جمعه این سوال نیفتاده از زبان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
تو خود شبان و این رمه در انتظار توست
چشم جهانیان همه در انتظار توست
مولا بیا که فاطمه در انتظار توست
خورشید نهر علقمه در انتظار توست
بر بازوی عموی خود این جمله را بخوان
عجل علی
ظهورک
یا صاحبالزمان
تو غایبی و خلق جهان در حضور توست
ملک خدای عز و جل غرق نور توست
جای تو خالی است و جهان پر ز نور توست
اقای عیدها همه روز ظهور توست
از چشم ما نهانی و در عالمی عیان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
بی تو شب سیاه شده روزگار ما
بی تو شدست خنده گل نیشه خوار ما
رنگ خزان گرفته سراسر بهار ما
باز ای ای قرا دل بیقرار ما
بازا که شده ذکر ما الغوث الامان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
کی میشود که پای به چشم بشر نهی
عمامه رسول خدا را به سر نهی
بر قلب دشمنان ولایت شرر نهی
تا یک نظر به جانب اهل نظر نهی
رخ بر تمام منتظرانت دهی نشان
عجل علی ظهورک یا صاحبالزمان
