<span>مداحی این روزای آخری دلم همش بهونه گیره نریمان پناهی</span>

مداحی این روزای آخری دلم همش بهونه گیره نریمان پناهی


<span>مداحی این روزای آخری دلم همش بهونه گیره نریمان پناهی</span>
مداحی این روزای آخری دلم همش بهونه گیره نریمان پناهی
تهران مادر
00:00 00:00
متن
2025/11/30
15 بازدید
متن شعر

متن شعر مداحی این روزای آخری دلم همش بهونه گیره نریمان پناهی

این روزای آخری دلم همش بهونه گیره

دردمو به کی بگم که داره مادرم میمیره

حتی لحظه‌ای نمی‌تونه بایسته روی پاهاش

جوری خورده سیلی بین کوچه‌ها که تاره چشماش

تنش زخمه شکسته بین کوچه‌ها بازوش

می‌ریزه خون تازه از پهلوش

نفس بریده مادر ما

به پشت در بد زده مادرم رو اون نامرد

محسنمونو

کشته

اون ولگرد

روبروی نگاه بابا

می‌خونم با دلی مضطر

نرو مادر نرو مادر

من نمیگذرم از اونایی که پهلوتو شکستن

تا دویدی بین کوچه دست و بازوتو شکستن

من محاله بگذرم از این اهالی مدینه

طوری با لگد زدن شکسته شد دنده و سینه

یه جوری زد که غرق خون شده در و دیوار

چی بگم از جراحت مسمار

مادرو کشته مردک پست

می‌گیره رو کبوده آخه صورت مادر

میون کوچه‌ها شده پرپر

مادرو کشته ضرب اون دست

می‌خونم با دلی مضطر

نرو مادر نرو مادر

لینک کپی شد