متن شعر نماهنگ وا فاطمتاه حسین خیرالدین
روحــي بـكـفـيـك أيـا أم الحسنِ
My soul lies in your hands, O mother of Al Hasan
جانم در دستان تو باد، ای مادر حسن
روحـي عـساها فارَقَتْ فيكِ بدني
For all your suffering, may my soul leave this body for you.
کاش جانم در راه رنجها و مصیبتهای تو از تنم جدا میشد
ويلاه…ويلاه
Alas… Alas
وای بر من... وای بر من
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
أماه…أماه
Mother… Mother
مادرم... مادرم
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
جئتُ وقلبي…يروي جروحي
I came and my heart pours forth the tale of my wounds
آمدهام و دلم، حکایت زخمهایم را بازگو میکند
في بابكِ إني …خليت روحي
At your doorway… I have left my soul
من در آستانه درِ تو، جانم را置 گذاشتهام
تُكوى..شوقا
Let it burn
بگذار از شدت اشتیاق بسوزد
بالنار عسى
In the fire of longing
در آتش، شاید که...
حتى أقضي
Until I perish
تا آنجا که جان بسپارم
في الحزن أسى
Consumed by grief
در اندوه و حسرت بسوزم
حزنًا أدعو
In sorrow, I cry
از سر اندوه فریاد میزنم
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
شوقًا أرجو
In longing, I plead
از سر اشتیاق، امید و التماس دارم
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
قلبي لذكراكِ …اذا ما الكلُّ نَسِي
My heart remembers you, even when all others forget
حتی اگر همه فراموشت کنند، قلب من همواره به یاد توست
قلبي أينساكِ ونارُكِ في نَفَسي؟
How could my heart forget you, while your fire lives within my every breath?
چگونه دلم تو را فراموش کند، در حالی که آتش مصیبتت در هر نفسم شعلهور است؟
ويلاه…ويلاه
Alas… Alas
وای بر من... وای بر من
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
أماه…أماه
Mother… Mother
مادرم... مادرم
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
أماه قلبي…لو تنظرينَه
Mother, if only you could see my heart
مادرم، کاش نگاهی به قلبم میانداختی
في عتبة الشوقِ…يُعلي أنينَهْ
Upon the threshold of longing, its lament rises ever higher
که بر آستانه اشتیاق، نالههایش بلندتر میشود
بين الباكينْ
Among those who weep
در میان گریهکنندگان
أدعو وَلِها
I call out, lost in yearning
از سر دلدادگی و بیتابی تو را صدا میزنم
ويلُ القلبِ
Woe to this heart
وای بر این دل!
لو عنكِ سها
Should it ever forget you
اگر لحظهای از یاد تو غافل شود
حقًا حقا
Truly Truly
بهراستی... بهراستی
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
حزني يبقى
My sorrow shall remain
اندوه من همچنان باقی خواهد ماند
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
عيني لعينيك الفدا…حقًا لُطِمَتْ؟
My eyes would be a sacrifice for yours, were they truly struck?
چشمانم فدای چشمانت؛ آیا بهراستی بر صورتت سیلی زده شد؟
عيني عساها في بكاها ما سَلِمَتْ
Then let my own eyes find no respite from weeping
کاش چشمان من نیز از گریستن در امان نمانند
ويلاه…ويلاه
Alas… Alas
وای بر من... وای بر من
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
أماه…أماه
Mother… Mother
مادرم... مادرم
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
ضِعتُ انتظارًا…هل تقبليني
I am lost in waiting… will you accept me!
از شدت انتظار سرگشتهام... آیا مرا میپذیری؟
ولتقبلي مني…هذي عيوني
Then accept from me, these very eyes of mine!
پس این چشمانم را از من بپذیر و فدایت کنم!
تعمى العينُ
Let the eyes go blind
بگذار چشم نابینا شود
فالقلبُ يرى
زیرا دل میبیند
نورُ الزهرا
نور حضرت زهرا
يُغشي البصرا
که دیدگان را از دیدن هر چیز دیگری بازمیدارد
دمعي يجري
اشکهایم جاری است
وا فاطمتاه
وا فاطمتا! ای فاطمه!
حتى الحشر
تا روز محشر
وا فاطمتاه
وا فاطمتا! ای فاطمه!
مني..اقبلي ذي مهجتي بين المهجِ
From me, accept this heart of mine, among all hearts
از من بپذیر، این جان و دل عاشقم را در میان همه جانها
مني… فداك النفسُ يا أم الحجج
From me… my soul is your ransom, O Mother of the Divine Proofs!
از من... جانم فدایت باد، ای مادر حجتهای الهی!
ويلاه ويلاه
Alas… Alas
وای بر من... وای بر من
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
اماه اماه
Mother… Mother
مادرم... مادرم
وافاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
حزني عليكِ…حتى القيامه
My grief for you shall remain until The Day of Resurrection
اندوه من برای تو تا روز قیامت باقی خواهد ماند
هذي جراحاتي…تبقى علامه
These wounds of mine… shall ever remain a sign
این زخمهای من، همواره نشانی از عشق و مصیبت تو خواهند ماند
عينٌ كفٌّ
An eye, a hand
چشمی... دستی...
فيكِ التأما
Through you, their wounds are healed
به برکت وجود تو، زخمهایشان التیام یافت
ذكرُ الزهرا
The remembrance of Al Zahra’
یاد حضرت زهرا
يُنسي الألما
دردها را از یاد میبرد
نفدي نفدي
We shall keep sacrificing, we shall keep sacrificing
فدایت میشویم... فدایت میشویم
وافاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
حتى المهدي
Until the reappearance of Al Mahdi
تا ظهور حضرت مهدی (عج)
وا فاطمتاه
O Fatima!
وا فاطمتا! ای فاطمه!
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
دیدگاه شما