یارالی ننه
00:00
00:00
متن شعر نماهنگ یارالی ننه مسعود پیرایش
یارالی ننه ...
یارالی ننه وای وای ...
در افتاده رو پرش
پیش چشم حیدرش
کاشکی شعلهها نرن
اینجور سمت معجرش
انگار گوشهی غلاف کارو کرده یکسره
نامرد با لگد نزد زهرا پشت این دره
زهرا، زهرا بیهوا زدن
بیهوا زدن مادر جوونی که بیسپره
نکنه کسی صداشو رو زهرا بالا ببره
فضه اومده حالا دیگه فاطمه بیپسره
یارالی ننه ...
یارالی ننه وای وای ...
با سنگ میزنن مگه بال و پر شکسته رو
اینجور با غلاف نزن این دستای خسته رو
اینجور با غلاف نزن این دستای خسته رو
افتاد مادر از نفس! قنفوز بسه بیحیا
کمکم واسه فاطمه کوچه میشه قتلگاه
همه میزنن ... همه میزنن
چی بگم از این همه خون جگری
میکشوننش میکشوننش
مادرو تو کوچهها چه نفری
سیلی عدو روی صورتش میذاره اثری
یارالی ننه ...
یارالی ننه وای وای ...
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
دیدگاه شما