متن شعر نماهنگ سیده زهرا روح الله رحیمیان
سیده زهرا چادرت شد پاخورِ تموم مردا
دنیا دنیامو ازم میگیره
ماه شبهامو ازم میگیره
دست تو نباشه زهرا پس کی
اشک چشمامو ازم میگیره
از پس این غم تنهایی بر نمیام
تا ابد از رخت عزا در نمیام
شونهی من جای سرت بود فاطمه
جامو گرفت که سمت این در نمیام
سیده زهرا چادرت شد پاخورِ تموم مردا
سیده زهرا پاشو که محسنمون اومده دنیا
نقل و نبات بپاش من پسر آوردم
قابلشون میخ بود پشت در آوردم
حالا نشسته کنار زهرا ...
عزیز دلم عزیز دلم عزیز دلم نرو عزیز دلم
عزیز دلم عزیز دلم عزیز دلم نرو عزیز دلم
زهرا میبینی چی شد تقدیرم؟
آروم دستای تو رو میگیرم
بعد از تو چرا زنده باشم آخه؟
هر لحظه به یاد غمت میمیرم
بس که میریزم توی خودم خسته شدم
به رو گرفتنت هم وابسته شدم
فقط بمون زهرا ...
بمون اصلاً نگاهم نکن فدا سرت
فقط بگو که خورده به کجا سرت
سیده خانم گریههات داره منو میکشه آروم
سیده خانم کاش بخندی واسه این حیدر مظلوم
عزیز دلم عزیز دلم عزیز دلم نرو عزیز دلم
عزیز دلم عزیز دلم عزیز دلم نرو عزیز دلم
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
دیدگاه شما