مادرانه
00:00
00:00
یادش بخیر گرمی دستان مادرم
دلتنگ مادرم شده ام جان مادرم
وقتی که از زمین و زمان خسته میشدیم
سر میگذاشتیم به دامان مادرم
قایم که میشدیم کسی کارمان نداشت
در چادر گرفته به دندان مادرم
یادش بخیر شانه به موهام میکشید
قربان گیسوان پریشان مادرم
کو شانه ای که سر بگذارم به روی آن
حالا که آمده است سر شانه مادرم
هرگز قسم به جان عزیزش نخورده ام
دلتنگ مادرم شده ام جان مادرم
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
دیدگاه شما